راه رفتن
و بالاخره من بر ترس و تنبلی غلبه کردم و درست در آخرین روز سیزده ماهگی راه رفتم و کل طول پذیرایی منزل را قدم زدم و خیلی هم خوشحال بودم
اما هنوط مهارت کافی برای این کار پیدا نکردم و همچنان دنبال دست دیگران هستم که بگیرم و قدم بزنم
گاهی خودم از زمین بلند میشوم و چند قدم میرم اما هنوز ترس از تنهایی رفتن را دارم

اما هستند چیزهایی که در طول مسیر کمک کنند

اما زیاد اطمینانی بهشون نیست


و بدین ترتیب من هم راه افتادم!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



راه رفتن
